سلام به همه دوستانی که به وبلاگ شعرهای زیبا سری میزنند

بسیار ممنون و سپاسگزارم

روزهای دانشجویی من باز دوباره شروع شده

روزهای سخت و تجربه های سخت ...

گاهی میخوام در شبهای کشیک از بیمارستان شهر ...  تا شهر خودمون فرار کنم

ولی باز به خودم میگم این روزها میگذره و باید قوی باشم ...

یک عالمه مطلب برای خوندن دارم و از طرفی کشیک های طولانی و بی خوابی

و یک عالمه کار نیمه کاره ... و آخر سر هم هیچ استادی نمیگه آفرین ...

همیشه یک جای کار ایراد داره!؟

گاهی فکر میکنم دارم میون این همه , CA. CR . PT ,PTT , INR CBC-,BS ,NA

 ... دارم غرق میشم !

اما نکته مثبت کل این قضیه این هست که من هر روز یک چیزی بیشتر یاد

میگیرم و خداوند توی تمام این گرفتاری ها دست من را بدون هیچ منتی میگیره ...

میبخشید اگر کامنتها را یکی یکی جواب ندادم ولی یکی یکی خوندم ...

موفق وسلامت و شاد باشید تا همیشه ...