ای هد هد صبا ...به سبا... می فرستمت

بنگر ... که از کجا ... به کجا ... می فرستمت

حیف است ... طایری چو  تو ... در خاکدان غم

زاینجا ... به آشیان وفا ...می فرستمت

در راه عشق ... مرحله قرب و بعد ... نیست

می بینمت...  عیان و دعا ... می فرستمت

هر صبح و شام ... قافله ای ... از دعای خیر

در صحبت شما ل و صبا ... می فرستمت

تا ... لشگر غمت ... نکند ... ملک دل ... خراب

جان عزیز خود ... به نوا ... می فرستمت

ای ... غایب از نظر ... که شدی ... همنشین دل

می گویمت ... دعا و ثنا ...  می فرستمت

در روی خود ... تفرج صنع  خدای ... کن

کاینیه ...خدای نما ... می فرستمت

تا مطربان ... ز شوق منت ... آگهی دهند

قول و غزل ... بساز و نوا ... می فرستمت

ساقی ... بیا ... که هاتف غیبم ... بمژده ...گفت

با درد ... صبر کن ... که دوا ... می فرستمت

حافظ ... سرود مجلس ما ... ذکر خیر توست

بشتاب ... هان ... که ... اسب و قبا ... می فرستمت

حافظ شیراز

 

............................................................................................................

 

سکوت  که می کنم ...

گمان نکن ... زندگی خیلی  زیباست

صبر من... زیاد است

فقط ... نگاه می کنم

تا با این همه خواستن و نتوانستن ... کنار بیایم

پنجره اتاق من... شاهد وسعت آرزو هایم هست ... که کم نمی شود

ولی دنیا ... کم آورده است

...

 نویسنده : الهه ...