خستگان را... چو طلب باشد وقوت... نبود

 

گر... تو بیداد کنی... شرط مروت... نبود

 

ماجفااز تو ندیدیم و تو ...خود ...نپسندی

 

آنچه در... مذهب ارباب طریقت ... نبود

 

خیره ... آن دیده... کهآبش... نبرد ... گریه عشق

 

تیره... آن دل ... که در او شمع محبت... نبود

 

دولت از... مرغ همایون... طلبوسایه او

 

زانکه با... زاغ وزغن... شهپر دولت... نبود

 

گر... من از میکده... همت طلبم ...عیبمکن

 

شیخ ما گفت، که در صومعه... همت... نبود

 

چون... طهارت نبود... کعبه و بتخانه  یکیست

 

نبود خیر... در آن خانه... که عصمت... نبود

 

حافظا ... علم و ادب ورز... که در مجلسشاه

 

هر که را... نیست ادب ... لایق صحبت... نبود

 

 

حافظ شیرازی