گر طی کنم... طریق ادب را... چه می کنی

رانم ...دلیل رخش طلب را... چه می کنی؟

گر من به دل فرو نخورم دشنه های ناز ...

ان غمزه حریص غضب را ...چه می کنی؟

گیرم ز ناز... منع توان کرد... حسن را

چشم نیازمند طلب را ... چه می کنی؟

با چشم شوخ ...نیز ..گرفتم بر امدی

ان خنده نهانی لب را ...چه می کنی؟!

ای بی سبب...اسیر کش ...بی گناه سوز

پرسند اگر بحشر ...سبب را ...چه می کنی؟

عجز و نیاز روزم... اگر... بی اثر بود

تاثیر گریه دل شب را ... چه می کنی؟

وحشی گرفتم ... انکه تو ازننگ مدعی

بستی زبان ... لقب را ... چه می کنی؟

 

وحشی بافقی