کاش تنگ ماهی ما ... ماهی قرمز نداشت !

 تنگی که فضا و اکسیژن کافی ندارد

و ماهی کوچک را به کام مرگ می برد

سفره هفت سین ما را ...  رنگین و بهاری نخواهد کرد ...

آب کلر دار ... ضربه های  حین جابجایی ماهی ها ...

و نگهداری غیر حرفه ای فروشندگان و خریداران این ماهی

های کوچک ... و بازی کردن بچه ها ی ما با این موجودات

 آسیب پذیر... ریختن غذاهای چرب ...

و در نتیجه مرگ ماهی ... حکایت بهاریی نیست !

بلکه  نمادی از یک تقدیر دردناک و بی رحمانه است 

 

در قدیم مردم در خانه هایشان حوض داشتند و آب حوض هم

خزه داشت و ماهی ها از خزه برای تغذیه استفاده می کردند

موسم نوروز هم برای تحویل سال چند ساعتی ماهی را از

حوض بیرون می آوردند و پس از آن دوباره ماهی را به درون

حوض منتقل می کردند .

 ماهی قرمز ... هیچ جایی در فرهنگ ایرانی و باستانی ما

ندارد، این ماهی که یکی از نمادهای فرهنگ چین می‌باشد

در حدود 100 سال پیش بخاطر اسم عربی آن ( سمک )

به عنوان یک سین وارد سفره ما ایرانی ها شد.

سفره هفت سین ما ... نماد زیبایی و زندگی و برکت است

و مرگ ماهی قرمز  به بهار ما ... رنگی نمی بخشد ...