وصلم میسر است... ولی بر مراد نیست

 

 

 بر دل نهم.... چه تهمت شادی! ...که شاد نیست

 

 

غم میفرست ...لیک ...به اندازه میفرست

 

 یک دل ...درون سینه ما ...خود ... زیاد نیست

 

جایی ... هنوز نیست... بذوق دیار عشق

 

 هر چند... ظلم هست و ستم هست و ...  داد نیست

 

 ای بی وفا ... برو... که بر این ... عهدهای سست

 

 نی اندک اعتماد ...که هیچ ... اعتماد  ... نیست

 

رو ...رو ...که وحشی آنچه کشید... از تو سست عهد

 

ما را بخاطر است ...تو را گر به یاد... نیست!

 

 وحشی بافقی