ای هد هد صبا ... به سبا می فرستمت

بنگر ... که از کجا ... به کجا ... می فرستمت

حیف است طایری ... چو تو ... در خاکدان غم

زینجا ... بآشیان وفا ... می فرستمت

...

هر صبح و شام ... قافله ای از دعای خیر

در صحبت شمال و صبا می فرستمت

در روی خود ... تفرج صنع خدای کن

کائینه خدای نما ... میفرستمت

...

حافظ شیراز

 

به یاد روح بزرگ استادی که ...

جراحی می کرد ... سه تار میزد ...   کتاب حافظ می خوند ...

روپوش سفید  پزشکی خودش را ...خودش می دوخت ...

 پایبند پول نبود ...

راند های دو ساعته می گذاشت ...

باسایراساتید رفتاری بی نظیر داشت

ما را بزرگوارانه نصیحت می کرد ...

و تصویری به تمام معنی ... از یک استاد واقعی بود .

...  شب قبل   ... در مطب ...  فوت کرد  ...

... متاسفم ...