لطف پنهانی او ... در حق من ... بسیار است

گر به ظاهر ... سخنش نیست ... سخن ... بسیار است

فرصت دیدن گل ... آه ...که بسیار ... کم است

وارزوی دل مرغان چمن ... بسیار است

دل من ... در هوس سرو سمن رخساریست

ورنه بر طرف چمن  ... سرو و سمن ... بسیار است

یار ... ساقی شد و صد توبه ... به یک حیله  ... شکست

حیله انگیزی آن ... عهد شکن ... بسیار است

وحشی از من ... مطلب صبر ...  بسی ... در غم دوست

اندکی ... گر بودم صبر ...  ز من ... بسیار است

 وحشی بافقی

 

با سلام ...

تصمیم گرفتم در این وبلاگ  تعدادی از شعرهای زیبای

وحشی بافقی را بنویسم .

..................................................................

 نام شاعر کما الدین است و شهرت او وحشی .

وحشی را دلارامی بوده بد رفتار و ستمکار ...

وحشی روزگاری در آتش فراقش بسر برده نه از بی مهریش

شکایتی کرده نه از جفا کاریش حکایتی نموده ... 

 در بستر بیماری ... دوستان وحشی ...به معشوق پیغام

فرستادند که عاشق دلخسته ات به زودی خواهد مرد ...

معشوق به بالین او آمده  و وحشی در اینجا سروده که :

به بالین آمدی ... در وقت مردن ... نا توانی را

از این رحمت ... به مردن ساختی ... مایل جهانی را

معشوق  در حضور وحشی  با خدای خود عهد می کند

 که از این پس لحظه ای ترکش نکند و ...

وحشی به دوستان دستور بر پا کردن بساط عشرتی می دهد

و می گوید :

می در قدح کنید ... حریفان و گل به جیب

رسم عزای ما ... نه گریبان دریدن است

...

وحشی از میانه جمع خارج می شود و پس از ساعتی او را

زیر درختی خفته و زندگی را بدرود گفته میابند

 کاغذی در دست او است با این ابیات :

کردیم نامزد ... به تو ... بود و نبود خویش

گشتیم ... هیچکاره ملک وجود خویش

گو جان و دل برو ... غرض ما ... رضای توست

حاشا ... که ما ... زیان تو ... خواهیم و سود خویش

من بودم و نمودی و ... باقی ... خیال تو

رفتم ... که پرده ای بکشم بر ... نمود خویش

غماز ... در کمین گهر های راز بود

قفلی زدیم ... بر در گفت و شنود خویش

یک وعده ... خواهم از تو ... که باشم ... در انتظار ...

حاکم ... تویی ... در آمدن دیر و زود خویش

بزم نشاط یار ... کجا ... وین فغان زار

وحشی ... نوای مجلس غم کن ... سرود خویش

...

آرامگاه وحشی بافقی یزدی در محله « پیر برج » در یزد واقع

 است  و این غزل اشتیاق  ، بر سنگ  آرامگاه او حک

شده است .

بر گرفته از کتاب دیوان وحشی بافقی

دکتر محمد حسین سیدان