چه مستی است ... ندانم ... که رو  ... به ما آورد

 

که بود ساقی و این باده ...  از کجا ... آورد

 

تو نیز ... باده بچنگ آر و راه صحرا گیر

 

که مرغ نغمه سرا ... ساز خوش نوا ... آورد

 

دلا ... چو غنچه ... شکایت ... ز کار بسته ... مکن

 

که باد صبح ... نسیم گره گشا ... آورد

 

رسیدن گل و نسرین ... بخیر و خوبی باد

 

بنفشه شاد و کش آمد ... سمن ... صفا آورد

 

صبا ... بخوش خبری ... هدهد سلیمان است

 

که مژده طرب ... از گلشن سبا ... آورد

 

علاج ضعف دل ما ... کرشمه ساقی است

 

بر آر ... سر ... که طبیب آمد و دوا آورد

 

مرید پیر مغانم ... ز من ... مرنج ... ای شیخ

 

چرا که ... وعده ...  تو کردی و او ... بجا آورد

 

به تنگ چشمی آن ... ترک لشکری نازم

 

که ... حمله بر ... من درویش یک قبا ... آورد

 

فلک ... غلامی حافظ ... کنون ... بطوع کند

 

که التجا ... به در دولت شما ... آورد

 

جناب حافظ

 

 

 

سیزده بدر روز آشتی با طبیعت است

چقدر دلم برای صدای آبها ... بوی چمنها ...

عطر سحر آمیز  پونه های لب جوی ها  ...

و گلهای علفی  کوچکی که تازه روییده اند

و از پشت سنگها سرک می کشند ...

تا عاشقانه ترین نگاه را به دنیایی  تقدیم کنند  ... تنگ شده  ...

 امروز بعد ظهر از خانه بیرون میرویم ...

و من مطمئنم به طبیعت که می روم ...

طبیعت ... معجزه می کند ...

غصه ها را فراموش می کنم ...

تصمیم های جدید می گیرم ... از نو شروع می کنم  ...

و با طبیعت که هیچ وقت قهر نبودم...

 اما با  خودم و دنیایی آشتی می کنم .

 

هر جا زندگی می کنید سلامت و شاد باشید

و آرزو هایتان سرسبز و ناب ...

 نویسنده : الهه ...