من ... ظاهر  نیستی و هستی ... دانم

 

من ... باطن هر فراز و پستی ... دانم

 

با اینهمه ... از دانش خود ... شرمم  باد

 

گر ... مرتبه ای ... ورای مستی ... دانم

 

****************************

 

گردون ... نگری ... ز قد فرسوده ماست

 

جیحون ... اثری ... ز اشک پالوده ماست

 

دوزخ ... شرری ... ز رنج بیهوده ماست

 

فردوس ... دمی ... ز وقت آسوده ماست

 

************************

 

هر سبزه ... که بر ... کنار جویی ... رسته  است

 

گوئی ... ز لب فرشته خویی ... رسته است

 

پا ... بر سر سبزه ... تا ... بخواری ... ننهی ...

 

کان سبزه ...ز خاک لاله رویی ... رسته است

 

رباعیات حکیم عمر خیام نیشابوری