واژه ... واژه ...

  سطر ... سطر ...

  صفحه ... صفحه ...

  فصل ... فصل ...

  گیسوان من ... سفید ... می شوند

  همچنان که ... سطر ... سطر ...

  صفحه های دفترم ... سیاه  ... می شوند

 

  خواستی که ...  با تمام حوصله

  تارهای روشن و سفید را

  رشته رشته ... بشمری؟

  گفتمت که  ... دست های مهربانی ات

  در ابتدای راه  ... خسته می شوند

  گفتمت که  ... راه دیگری ... انتخاب کن:

  دفتر مرا ...  ورق بزن!

  نقطه ... نقطه ...

  حرف ... حرف ...

  واژه ... واژه ...

  سطر ... سطر ...

  شعرهای دفتر مرا

  مو به مو ... حساب کن!

  قیصر امین پور