در اندرون تو کسی ست ... دنیایی ست

و ترا یاری خواهد داد که خواستن را ... به شدن ... بدل کنی

و نیرویی نهفته ... که گام هایت را

پیوسته ... به راه ... تواند برد

پس خویشتن را ... آنگونه ...  که می پسندی ... ترسیم کن

و دست به کار آنچه باید.

و هر روز... تنها ... گامی بردار... آرام و پر توان

در امتداد آن ... رویای دلپذیر ...

آری...  گاه چنین شود که...  تداوم راه

سخت و ناممکن آید

رویایت را ...  فرو مگذار.

پس آنگاه ... سحرگاهی فرا خواهد رسید

که چشم بگشایی ...  و خویشتن را ببینی

بایسته و پرتوان...

و آمیخته ی آنچه ...  که ... می خواسته ای

این ... کمترین پاداش شهامت است

و ایمان به آن ...  که در توست

و آویختن ...  به رویاهایت...

رویاهایت را  ... فرو مگذار 



دونا لوین