این روزها برای فرار از واقعیت  ... خودم را مشغول چیزهایی میکنم

 که دقیقا هم سر در نمی آورم  چطوری امکان پذیر هست

 از جمله تله پاتی ...

 در تله پاتی طبق مطالعات اینترنتی من ... که انتقال فکر بین دو  یا چند نفر از راه دور

 یا نزدیک هست ...  بهتره که این افراد هم عقید و هم سطح باشند و

 در اوایل صبح یا شب هنگام خواب... بهترین موقع واسه برقراری تله پاتی هست

  ابتدا باید  به یک حالت آرامش رسید  و بعد  به مرحله ای که نباید به

 هیچ چیزی فکر کرد  ( 5 -10دقیقه )و بعد باید تصویر فرد مورد نظر را تجسم کرد،

 به مدت 15تا 20 دقیقه و در نهایت  انتقال پیام (به تمرکز زیاد احتیاج داره

  و میتونه  به صورت جمله ای کوتاه یا بلند باشه)

 البته جزئیات زیادی داره  که من  کلیات این  نوع ارتباط را گفتم

 چیزی که خیلی برام جالب بود این بود که نوشته بود در تله پاتی ممکنه

  وقتی میخواین روی ذهن کسی تاثیری بگذارین

 ممکنه فکر اون فرد بر شما غالب بشه و قضیه بر عکس بشه ...

 و تله پاتی گاهی با چند نفر همزمان هم امکان پذیره و حتی بین گیاهان هم

 همچین ارتباطی وجود داره ...

 حالا من فکر میکنم شاید تصور ما از دیگران نتیجه برداشت شخص خود ما نباشه

 نتیجه هم تعاملها و تله پاتی هایی هست که به صورت غیر عمدی  و عمدی پیش میاد

 و برآیند اون ... میشه تصور ما و احساس ما نسبت به شخصی یا مکانی ...

 و در نتیجه اینکه گاهی نسبت به کسی  در یک نگاه یک حسی داریم مثل عشق

 یا نفرت ، صمیمیت یا غریبه بودن...  یک احساس کاملا شخصی... نمیتونه باشه !

 و اینکه  میگن دل به دل راه داره ... خیلی هم ... عجیب نیست

 البته من  بر درست یا غلط جمله های بالا اصراری ندارم  و فقط یک نتیجه گیری

ساده ... از یکسری داده هست

 همین .

  الهه ...