پا ک ساز از غیر... دل ... وز خود تهی شو ...چون حباب

 

گر سبک روحی ... توانی خیمه زد ... بر روی آب

 

خود نمایی... کی کند؟ ... آنکس که... واصل شد... به دوست

 

چون نماید... مه ... چو گردد ...متصل ... با آفتاب

 

کی دهد ... در جلوه گاه دوست ... عاشق ... راه غیر

 

دم مزن ... از عشق ... گر... ره میدهی ... بر دیده ...خواب

 

هست ... بر ذرات ...یکسان ... پرتو خورشید فیض

 

لیک ... باید ...جوهر قابل ... که گردد ... لعل ناب

 

وحشی ... از دریای رحمت ... گر دهندت ... رشحه ای

 

گام ... بر روی هوا ... آسان زنی ... همچون  ... سحاب

 

  وحشی بافقی

 

 رشحه : قطره    

  سحاب : ابر

 

............................................................................

 

   جمله هایی که دلم نمی خواهد هرگز از یاد ببرم :

 

 

  تولد

  اگر هر روز از نو شروع کنیم... هزارن بار...متولد می شویم

  بارها تجربه می کنیم ...دیگر... جایی برای افسوس...

  نمی ما ند ...را ه حل مشکلات را... خودمان... پیدا می کنیم...

  ما... خود معجزه... می شویم

 

  نویسنده : الهه ...