نمی دانم ... تو می خوانی ... ز چشمم  ... حرفهایم را

نمی دانم ... تو می بینی  ... نگاه بی صدایم را

 که می گوید  ... بدون مهربانیهای بی حدت...

بدون عشق تو ... هیچم...

می دانی ... که من  ...دلواپس فردای خود ... هستم

مبادا ... گم کنم  ...راه قشنگ آرزو ها را...

 مبادا  ... گم کنم  ... اهداف زیبا را...

مبادا  ...جا بمانم  ...از قطار موهبتهایت...

دلم  ... بین امید و نامیدی ... میزند پرسه

میکند فریاد ... میشود خسته.. .

 مرا  ...تنها  ... تو نگذاری ...

 تو میدانی ... میدانی الهه  ... بی تو و مهر تو ... می میرد

تو ... دستش را بگیر ... تا او  ... نترسد

 از سیا هی ها...  سختی ها ... دو رنگی ها...

و بداند ... دوستش داری

 دوستت دارم  ... خدای مهربانیها ... بغل

 شعر از : الهه...

خیلی جای تعجب داره وقتی آدم شعر خودش را به صورت  اس ام اس در 20 تا 30 سایت و وبلاگ ببینه! لبخند